![]() |
![]() |
|
|
بعضی چیزها مثل خورشید اند. از خورشید روشنتر هم حتی.! طلوع که می کنند به همان روشنی خورشید می دانی که به زودی غروب خواهند کرد.وای که زمستان باشد.تو از همان خورشیدهای چهله زمستان بودی.به تو نگاه کردن حسرت خوردن است... |
|
بعضی چیزها مثل خورشید اند. از خورشید روشنتر هم حتی.! طلوع که می کنند به همان روشنی خورشید می دانی که به زودی غروب خواهند کرد.وای که زمستان باشد.تو از همان خورشیدهای چهله زمستان بودی.به تو نگاه کردن حسرت خوردن است... |
|
روزها و شبهایم در رهن تقویمند . تقدیر من اینه ، من مغلوب تقدیرم ....
این تصمیم من نیست ، من تسلیم این جاده ام ....
|
|
|
|
یهوئی تلخ میشه هرم نفسهام . میکشه روی لبام میشه عین زهر مار ...
|
|
چه انتظاریست وقتی بزرگترین دیکتاتور هستی ، خالق آن است...!!!
* رونوشت به بارگاه الهی . |
|
تازگی ها فکر میکنم " دنیا " گذرگاه بود نه قرار گاه .....
|
|
ربنا ، پس کی خلصنا ...؟!
|
|
میدونی !!!! اگر قرار بود در باز نشه جاش دیوار میساختن...
|
|
سالهای کودکی ، دل ز غصه دور بود ؛ ماهی خیال من ، حوضش از بلور بود ...!
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این خطوط و صفحات فوران شور و غرور جوانیست !
پس می نویسم تا بخوانید ! بنویسید تا بخوانم ! |
| آرشیو موضوعی |
|
من اورا دنیا صدا میزنم چشم خواب سینما حکایت ، روایت خاطرات دوران جاهلیت کبری |
| پیوندها |
|
زاییده های یک ذهن بیمار دانشنامه ویکی پدیا شیخ عبدالله نبوی ولدالعالم طلوع سحر سلمان گلبرگ پاک زيباترين دريا ، درياي درون آرامش در دنیای شلوغ خواب و بیدار سكوت ملعبه ای خسته |
|
RSS
|